اخبار

صالح سجادی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

رو کرده ام به عشق درانبوه پشتها

آن سینه ام که خورده به سرکوب مشتها

 

کو پشتوانه؟ مزرعه ی سرخ خنجر است

پروردم آنچه از سر یاران به پشتها

 

بی تو دراین کلاف کلافه که زندگی ست

من ماندم و لَ لَرزش این انگٌ گٌشت ها

 

میدان خون گرفته ی بعد از نبردم آه

که پشته هاست درمن از انبوه کشته ها

 

وقتی برای اینهمه انگشت اتهام

واکرده ام به حالت تسلیم مشتها

 

دربازی حیات که بازنده مردنی ست

که جمع ریزها نبرند از درشت ها-

 

من بهت خنده آور خرگوش قصه ام

درآخر مسابقه با لاکپشت ها

۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۳:۳۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید