اخبار

سخت بود اما تو رفتی و دو چندان سخت شد

وحید حیاتلو

سخت بود اما تو رفتی و دو چندان سخت شد

زندگی بعد از تو همچون کندن جان سخت شد

 

نه نبود آنقدرها هم سخت روز رفتنت

تا که باد آمد و مویت شد پریشان ؛ سخت شد

 

کاش آن لحظه به من اصلا نمی دادی جواب

تا صدایت کردم و گفتی به من "جان..!" ؛ سخت شد

 

می شود در دزیر باران کندن دل سخت تر

این وداع ما دو چندان زیر باران سخت شد

 

با حضورت زندگی در پیش چشمم ساده بود

دیدی آخر زندگی بی تو چه آسان سخت شد

 

هی قسم دادی مرا باید فراموشت کنم

کار من وقتی قسم خوردم به قرآن سخت شد

 

سهل می پنداشتم من هفت خوان عشق را

بخت بد عشق شما در اولین خوان سخت شد

 

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۰:۳۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید