اخبار

چوب لباسی گوشه ی اتاق

محمد صارمی شهاب

چوب لباسی گوشه ی اتاق

شاید سرباز میرزای جنگلی بوده است

در جنگل های انبوه گیلان

اما سرنوشت

گاه با آدم آن می کند

که خاطرات پالتوی پشمین پدر

با دست های گشوده ی چوب لباسی

اصلا سرنوشت

گاه همان پالتوی پشمین است

که بر چوب لباسی گوشه ی اتاق

یله می دهد

بی اختیار پاییزی

که سال ها در جیب هایش تپیده اند

و بهارهایی که در آستین هایش جوانه زده اند

مثل پدر که سبز مانده است

با دستانی مغرور

گشاده به آسمان

و نفس می دهد به خانه

به کوچه و به شعرهای ننوشته ام

و نفس می گیرد

از کپسول اکسیژنی

که پا به پای چوب لباسی قدیمی قد می کشد

 

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۱:۱۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید