اخبار

درخت ها چه قدر از زمانه بی خبرند

سعید توکلی

درخت ها چه قدر از زمانه بی خبرند

از اینکه بی برو برگرد طعمه ی تبرند

به میهمانی خون می روند صف در صف

اگرچه در هوس روزگار سبزترند

هنوز دفتری از عشق های ممنوعند

هنوز خانه ی گنجشک های دربه درند !

هنوز منتظر روزهای پربارند

هنوز ملتمس ابرهای درگذرند

به روی باورشان ایستاده اند مدام

صبور و ساکت و بی تاب،خسته و پکرند !

شبیه عارف واصل که معتکف شده است

نه ساده دل بدهند و نه ساده دل ببرند

*

نوشته اند به خط شکسته بر تنشان:

"درخت ها همه کبریت های بی خطرند ! "

 

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۴:۳۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید