اخبار

«تنی چند»

امیر معینی

پس کوچه های منوچهری از سرم افتادند

عقیقی قلابی توی پاچه ام-

به آل استارهام.

 

درختانی هستند قدمت بنا را لو می دهند

 

خم شده تف می کند ورنی هایش را برق بیندازد

از کافه انداخته شده بیرون نصرت رحمانی

در پیاده رو

طبیعت جان گرفته

اول دفعه که اینجا را دیدیم

باران

معرکه بود

پنجره های پهلوی داشت شب می شد و هنوز تاریک بودند

دودکش ها را می بینی؟

اینجا باید کارخانه ای بوده باشد<