اخبار

«بیست و یک گرم مفعول»

امیر معینی

یک:

در بخار سبز بالای دیگ چهره اش را تشخیص نمی دادم

آب خورد کمی به من بدهید.

 

بپرم هشت سالم شده ام

بترسم از خواب

بالای پله هاست

او که دراز کشیده های های می گرید

جاروش را دزدیده اند جادوگران

جنگل را گردگیری کنم

کابوس را دستمال بکشم

هلش می دهم بعد

تکه هاش را جارو می زنم.

 

غلت بزنم

سیزده سال بعد

بنویسیم که

به جمله های بی فعل نیاز

ندارم به فعل

شاید که موهام را سبز کنم

شاید چیز دیگری بنویسم

شاید بروم معلمی

شاید خودم را بکشم

شاید کارگر بستنی فروشی شوم مثلاً

شاید گوش هام را سوراخ کنم اصلاً.

 

دو  آ:

سو ایچیر

هِچ اوزون گوره بیلمزدیم

منه ده وِروز

منه ده سو.

سگیز یاشینده کی کیمین

هو پبوله رم یوخودان توشه رم

گورخورم یوخودان

پیلّه له رین باشینده کی

های آقلی ییر، های آقلی ییر

سوپورگه سین آپاریت لر ائله بیر

آغا جلاری تُرپاقدان توتوم

یوخومو یاخالی ییم

بیله سین ایتکی یه رم، سورا

سینیخ له رینی سوپوراجییم

 

بواوزدن اُو اوزه

اُون اوچ ایل کچیر

گُوی گُوریم

نه ایش گوُره جییم:

توهله ریمی گویه وِریم؟

آیری زاد یازیم؟

گِدیم معلم چیلی قه؟

اوزومو اولدوروم؟

بلکم دیه سن گدیم گولاخ لاریمی دلی ییم؟

 

دو  ب:

آب می خوره

نمی تونستم قیافه شو ببینم

به منم بدید

به منم آب...

 

مثه هشت ساله ها

بپرم از خواب بیفتم

می ترسم از خواب

اونی که بالای پله هاس

های گریه می کنه، های های گریه می کنه

جاروشو برده ن انگار

درختا رو که از خاک بگیرم

خوابمو که آب بکشم

هلش میدم، بعد

شیکسته هاشو جارو می زنم

 

ازین رو به اون رو

سیزده سال میگذره

بذا ببینم

چیکار باید بکنم:

موهامو بدم به آسمون؟

یه چیز دیگه بنویسم؟

برم معلم شم؟

شایدم میگی برم گوشامو سوراخ کنم؟

 

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۵:۲۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید