اخبار

هرمز علیپور: از هر عاملی برای جمع شدن شاعران استقبال می کنم/ جشنواره امسال خوب بود

هرمز علیپور: از هر عاملی برای جمع شدن شاعران استقبال می کنم/ جشنواره امسال خوب بود
رحدی که شما با نگاه و اندیشه و تجربه خودت شعر بگویی شما مستقل هستی و در ضمن آدم هایی که حضور دارند به زور سر نیزه وادارش نکرده که بیاید، استقلالی است که از نیت و تجربه آدمی سرچشمه می گیرد. من هرجا که از من دعوت می کنند می روم چرا که وقتی مخاطبی شعر من را دوست دارد یا شاعری می خواهد مرا ببیند اگر امتناع کنم کار غیر انسانی انجام داده ام.
 هرمز علیپور شاعر در حاشیه روز سوم هشتمین جشنواره بین امللی شعر فجر در گفت و گو با ستاد خبری جشنواره گفت : من در دورهای قبل حضور نداشتم اما از هر عاملی که شاعران را دور هم جمع کند خوشحال می شوم. بعد از 50 سال سلوک شعری برای من شعر و شاعر بسیار مقدس است. هرکس که شاعر باشد شان و مقامی دارد که آسیب نمی بیند. هستی شاعر فارغ از مسائل اقتصادی اجتماعی و سیاسی است، این مسائل اثر می گذارند ولی شاعر واقعی با توجه به تجربیات فردی نگاهش به هستی نگاهی سرشار از مهربانی و گذشت می شود و به جای آنکه بیشتر تاریکی ها را ببیند دل به روشنی ها می سپارد. اگر نگاه مسئولین هم به شعر مثل من نباشد، زمان، روزگار، گذر عمر و سن همه چیز را حل می کند.
وی در ادامه با تحلیل روند جشنواره، از مسئولین خواست که در برگزاری جشنواره از تجربیات جشنواره دیگر بهره گیرند و این رابطه گفت:  دوست دارم هم شاعران جوان را ببینم و با آنها حشرونشر داشته باشم. سن من و شعر من دیگر نیازی به تبلیغ ندارد، من شاعر این مملکت هستم ، هفتاد سالم هست و دیگر دغدغه این را ندارم که شعر بگویم چه کسی خوشش بیاید، چه کسی خوشش نیاید.  چند صدایی اگر هم در این جشنواره محقق نشده باشد به مرور زمان می شود چرا که کلا هیچ چیزی مطلق نیست. من معتقدم امسال خوب بوده و بهتر هم خواهد شد. برای اعتبار یک جشنواره کافی است به تجربیات کشورهای دیگر یا تجربیات جشنواره ها در حوزهای دیگر مثل سینما و تئاتر استفاده شود. باید از آن تجربیات در بهبود بخشیدن به این جریان استفاده کرد.
وی همچنین در پاسخ به مفهوم استقلال جشنواره این کلمه را مهبم توصیف کرد و گفت: استقلال کلمه ای بسیار تفسیر پذیر است، من زمانی ممکن است بگویم من معلمی هستم جدا از مسائل مملکت، این دروغ محض است وقتی من دراین مملکت کار می کنم تابع مقررات این مملکت هستم. انسان درجامعه ای که زندگی می کند درواقع ملزم به رعایت باید و نباید هاست. در جهان هیچ چیز مستقل وجود ندارد. درحدی که شما با نگاه و اندیشه و تجربه خودت شعر بگویی شما مستقل هستی و در ضمن آدم هایی که حضور دارند به زور سر نیزه وادارش نکرده که بیاید، استقلالی است که از نیت و تجربه آدمی سرچشمه می گیرد البته باز هم استقلال نسبی است و بسته به موقعیت سنی و تجربیات معناهای متفاوتی ممکن است داشته باشد و الزاما هرکس که بیشتر غر زد و امتناع کرد مستقل تر نیست. من فکر می کنم هر شاعری که به مرحله ای رسید انسانیت شعور معرفت حکم می کند باید تجربیاتم را در اختیار دیگران دیگران قرار دهم. نروم نوعی بخل است. من هرجا که از من دعوت می کنند می روم چرا که وقتی مخاطبی شعر من را دوست دارد یا شاعری می خواهد مرا ببیند اگر امتناع کنم کار غیر انسانی انجام داده ام، کما این که وقتی خودم هم جوان بودم دوست داشتم شاعران مختلف را ببینم.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۳:۳۶

اظهار نظر

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید