اخبار

وزیر ارشاد: جشنواره شعر فجر هشتم همه سلایق را زیر یک چتر ادبی جمع کرد

وزیر ارشاد: جشنواره شعر فجر هشتم همه سلایق را زیر یک چتر ادبی جمع کرد
وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه تقویت جنبه علمی و توجه به خلاقیت در آفرینش شعر؛ توجه ویژه به شعر کودک و نوجوان، شعر بومی و اقلیمی و رقابت کتاب­های شعر تنها برخی از ویژگی­های جشنواره این دوره است، گفت: حضور تمام چهره های ادبی در جشنواره نشان از همگرایی و همدلی در این دروه از جشنواره و جمع شدن همه سلایق در زیر چتر این رویداد مهم ادبی داشت.

به گزارش ستاد خبری هشتمین جشنواره بین­المللی شعر فجر، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی عصر امروز با حضور در مراسم اختتامییه جشنواره شعر فجر از شعر و شاعران برگزیده تجلیل  کرد:

بر اساس این گزارش، مشروح سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این جشنواره به شرح زیر است:

دراین لحظات بسیار خرسندم که در میان شما حضور یافته­ام؛ شما که با روح لطیف خویش، واژه ها را در ذهن­تان ورز می­دهید و آن­ها را برای بیان مفاهیم بلند انسانی به خدمت می­گیرید. این حضور را غنیمت می­شمرم و از محفل گرم و صمیمی­تان نیرو می­گیرم.

خدای بزرگ را شاکریم که از خوان ملکوتی کرم، جوهر آسمانی سخن را بر دل و جان فرزانگان جاری ساخت تا در عبور از حلقه­های نسیان، راوی شکوفایی و ملکوتیت جمال و جلال حضرتش باشند و به فضل بیکران خویش، نعمت اندیشیدن و همنوایی با کلمات را به ما عطا فرمود تا در مقام فکرت، حریم­دار امانات وجود باشیم که در صحیفه هستی، انسان و قلم، همزادان یکدیگر ند، هم از آن رو که دانایی و فرزانگی، رزق سخن و سخنوری است.

وشعر، والاترین مقام سخن زمینیان در حضور حضرت باری تعالی است و شاعران، طلیه داران سرزمین فجر سرور و فاتحان قید غرورند و شاعران کلید­داران ملک امانت­اند و رمزگشایان حضرت حضور و سخن سالاران اقلیم جانند.

و راویان نجوای ملائک مقرب با سلسله جنبان حیات و عزت و انتظارند و کلمات، در هرگوهر خانه شعر، روایتی است از ملکوت تا ملکوت و اشتیاق سیر و صعود از مضیق خاک تا صحیفه نورانی ملکوت. اکنون به گواه تاریخ شاعران ما بخشندگان گوهرهایی هستند که به مدد صداقت و سلامت طبع خویش از اقیانوس معارف الهی صید کرده اند و هرکدام از ایشان چراغداران و روشنگران راه­های پر خار وخطری هستند که انسان برای نیل به رستگای به ناگزیر مسافر آن وادی­هاست.

اکنون به برکت این چشمه سارهای جاودانه در شعر فارسی است که تشنه کاملان صواب، جرعه نوش زلال معرفت در ادبیات فارسی هستند.

ما مفتخریم که شعر، هنر ملی ما ایرانیان است و این هنر، با پرورش یافتن در مهد پر برکت کوثر، چشم و چراغ فرهنگ و ادبیات غنی ما ایرانیان است چرا که شعر ما، تربیت یافته در مهد اندیشه های ناب اسلامی است و به برکت این نعمت حیات بخش استت که اکنون به مرتبه والا در جهان سخن رسیده و توانسته است فراتر از لحن و صوت و گفت و الفبا و گفتار و نوشتار در شش جهت هستی چاووش خوان فضلیت هایی انسانی باشد. ما ایرانیان ملت شعریم و شعردوستی در روح و جان ماست. شعر فارسی از یک سو، آیینه تمام نما از قدرت فرهنگ و شیوه تفکر این ملت است واز سویی دیگر،چکیده فلسفه و عرفان و اخلاق است. شعر برای ایرانیان روایتگر زندگی، عشق، اسطوره و تاریخ است. ما ایرانیان با شعر پای به عالم خاکی می گذاریم، با شعر زیست می کنیم، و شاعرانه هم می میریم. بنابراین، زندگی ایرانیان خود جشنواره عظیم از شعر و دلدادگی است؛ دلدادگی به دین و میهن. شگفتا که فردوسی پاکباز غرور تاریخی ملت ایران را پس از دویست سال خاموشی با کمک شعر فارسی زنده ساخت .

شاید بتوان بی­اغراق اذعان کرد که مهم­ترین هنر ایرانیان شعر اسـت، آنچنان که تمامی جنبه­های هنری اعم از آرایه­های ادبی و تصویرسازی­های گوناگون در شعر تجلی یافته است. در شعر ایرانی، نقاشی و طراحی، موسیقی و مجسمه­سازی و سایر هنرهای متجلی است و در حقیقت شاعران متقدم تمام توان هنری خویش را در شعر متجلی ساخته­اند و به همین دلیل است که شعر فارسی از سده پنجم تا سده نهم به قله معنا و زیبایی صورت و قالب دست یافت و بعد از آن تا این زمان نیز هنوز بستر ساز آفرینش آثار ماندگار و شاعران خوش­قریحه و صاحب سبک است. هنوز مردم ایران با شعر بیش از دیگر هنرها مانوس­اند وصبح خود را با شعر آغاز می­کنند و شامشان را با شعر به پایان می­برند.

بی گمان، شعر اکسیر جاودانگی مردم ایران در کشاکش حوادث ایام بوده است. شعر فارسی تنها جورچین منظم کلمات نیست، بلکه جولانگاه نجوای نسل نسل ایرانیان است تا از رهگذر آن در ستیز موج ها و اوج های تاریخ پر فراز و نشیب، محملی باشد برای روایت شجاعت­های مردان مرد این سرزمین، و این چنین است که از پس هزاران سال همچنان گوش هوش ایرانیان سرشار است از ابیات نغز غزل و حماسه؛ از بازگویی حماسه عاشورا گرفته تا روایت رشادت­های شیرمردان در دفاع مقدس.

گزاف نیست اگر بگوییم که شعر، پیشانی تمدن ایرانی در جهان است و جهانیان بیش از هرچیز ما را از اشعار­مان می شناسند؛ مگر نه این است که فردوسی و سعدی و حافظ و مولانا شناسنامه ایران نزد جهانیان هستند؟

از آنجا که هر ایرانی بالقوه یک شاعر است، در نتیجه شاعر شعرشناس قابلی هم هست، از همین روست که خود مردم هستند که تصمیم می­گیرند چه شعری در یادها بماند و کدام شعر به زنگار فراموشی سپرده شود. به همین خاطر است که در این سرزمین، تنها شاعرانی باقی می­مانند که برای مردم شعر گفته باشند نه برای حاکمان.

شعر نزد ایرانیان «آرمان شهر» نیست اما بازگو کنند آرمان های این ملت است؛ بازتاب خرد جمعی ایرانیان است و مردم ما، وارث شریف­ترین صدای شعر جهانند.

همواره در لابه لای اشعار خود از صلح گفته­اند و از رنجی که این ملت می­برد.

شعر اصیل ایران، با پشتوانه دو هزارساله خود، گوهر تابناک فرهنگ و هنر این سرزمین به شمار می­رود. بی­تردید برای پیشرفت فرهنگ و عواطف انسانی، عقلانی و ادراک درست مناسبات ارزشی و اجتماعی جامعه، به شعر نیازمندیم که مورد پذیرش جامعه باشد و مردم آن را زبان گویای خویش بدانند. شعر باید از تقابل و تعاملی سازنده بین هنرمند و مخاطب برخوردار باشد آن چنان که مبانی تکامل روح انسانی را فراهم سازد.

ادبیات امروز رسانه ای، انتقادی است و انتقاد، شیواترین شیوه های خود را در شعر برای همه به یادگار گذاشته است. شاعر آزاد است، خوب می­بیند، خوب می­شنود، خوب تحلیل می­کند، خوب تصویر می­کند و در نهایت غم و شادی و نقد خویش را در قالب واژه­های موزون می­آفرینند و این آفریدن چون از دل بر می­آید لاجرم بر دل می­نشیند. پس شاعر به عنوان آفریننده اثری هنری حرمت دارد و باید بر صدر نشیند و بر چشم جای گیرد.

اکنون که با عنایت پروردگار متعال و رهبری داهیانه معمار کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری، از گذرگاه­های حساس و تاریخی انقلاب به سلامت عبور کرده­ایم و وارد دوران بلوغ فرهنگی انقلاب شده­ایم، زبان گویای شعر می­تواند کاراترین ابزار برای تقویت بالندگی فرهنگی انقلاب به شمار آید؛ چرا که شعر جان شنونده را مخاطب قرار می­دهد.

به گواه تاریخ معاصر ما دمیدن خورشید انقلاب اسلامی در میهن عزیزمان برگی زرین را بر تاریخ تمدن سرزمین­های اسلامی افزوده و آستانه روشنایی و تجدید حیاتی دوباره را بر طلایه­داران ملک دانش و بینش و ادب و سخن گشوده است.

به برکت این گشایش، شعر و شاعران ایران، پابه­پای دیگر عرصه­های اندیشه­ای در کشور عزیزمان حضوری روشن، پویا و بالنده را به یادگار نهادند شعر توفنده انقلاب اسلامی، پیام گستر اندیشه­هایی گردید که عدالت، برادری، پاکی و پاکدامنی را می­سرود و واژه آسمانی شهید، مقامی روشن در شعر انقلاب گردید و در سخن سالاری به بار نشست.

شعر در دوران هشت سال دفاع مقدس، جانانه­ترین تعابیر آسمانی از ایثار، وطن­دوستی، جوانمردی، نوعدوستی، صداقت، راستگویی، استواری در عقیده و ایمان و خلوص رزم­آوران عرصه­های شور و شهامت را نگینه شعر دفاع مقدس و پایداری ساخت و شهادت، تحفه­ای آسمانی بود که در شهد سخن جوشا شد و چشمه شد و رودهای جاری را تا دریای حقیقت راهبر گردید.

به اعتقاد من آنچه در داخل کشور به عنوان شعر عرضه می­شود و فرآورده پس از انقلاب اسلامی است تماما آثار انقلاب تلقی می­شود و همه شاعران علی­رغم تنوع سلایق به نوعی شاعران انقلاب هستند.

حضور تمام چهره های ادبی در جشنواره هشتم نشان از همگرایی و همدلی در این دروه از جشنواره و جمع شدن همه سلایق، سبک­ها و حتی گرایش­های سیاسی در زیر چتر این رویداد مهم ادبی داشت.

جشنواره در این دوره سعی کرد بدون در نظر گرفتن جریان­های سیاسی در فضایی آرام و آزاد همه شاعران انقلاب را به حضور در این رویداد ادبی دعوت کند و شاهد رونق و پویایی بیش از پیش این دوره باشد.

این دوره از جشنواره ویژگی­هایی داشت که نمی­توان به راحتی از کنار آنها عبور کرد. تقویت جنبه علمی و توجه به خلاقیت در آفرینش شعر؛ توجه ویژه به شعر کودک و نوجوان، شعر بومی و اقلیمی و رقابت کتاب­های شعر تنها برخی از ویژگی­های جشنواره این دوره است.

اما سخنی با شاعران جوان و امید آفرینان آینده ما در عرصه­های ادب و سخن؛ شاعران گرامی، جوانان اندیشه ورز، سخن­سنجان روشن ضمیر! جهان امروز تشنه معارف و فضیلت­هایی است که سرچشمه های آن در فرهنگ و ادب ایران اسلامی جاری است این عطش و تمایل به فرو نشاندن این عطش را می­توان در سخنان اندیشمندان جهان معاصر دنبال نمود. اکنون همه ما در دامان چنین نعماتی غرقه­ایم. به جای آوردن این شکر می­تواند گستردگی دامنه عطوفت میان­ انسان­ها و جوامع را بیش سازد. بی­شک یکی از وظایف شعر، روشنگری و معرفی فضیلت­های گم شده­ای است که انسان در جهان معاصر، از فقدان آن در عتاب است.

اکنون شعر امروز ما، پنجره­ای گشوده رو به آفاق روشنگری در جهان است. تلالو این روشنی را می­توان در قابلیت شاعران و دلسوزانی مشاهده کرد که در ادبیات انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و پایداری، آستانه گفتمانی جهان با ادیبان، سخن سنجان و سخنوران را گشوده­اند و با انسان در جهان معاصر از فضیلت­هایی سخن می­رانند که مردم شریف ما، در سی و هفت فجر گذشته، با همه وجود به تجربه آن نشسته­اند.

امیدوارم بخش بین­الملل نیز بیش از پیش تقویت شود تا شاهد بازگشایی افق­هایی تازه در شعر بوِیژه برای نسل جوان باشیم. به باور من شعر  فارسی قابلیت جهانی شدن را بسی بیش از این داراست؛ و این آرمان محقق نمی­شود مگر آنکه اجازه دهیم جوانان ما راه­های ارتباط با دنیای امروز را بهتر بشناسند تا بتوانند به زبان جهانی اندیشه­های فاخر انقلاب را با جهانیان در میان بگذارند. ایران همیشه آغوش خود را به روی شاعرانی از حوزه فرهنگی، تاجیکستان، افغانستان و هند گشوده است. تاثیری که حافظ، شاعر معروف ایرانی، بر گوته­ گذاشته است و دیوانی که این شاعر آلمانی با الهام از حافظ سروده است جای بسی تامل دارد. شعر فارسی کاملا بر فرهنگ­ها و زبان­های مجاور چون شبه قاره هند و زبان­های عربی و ترکی تاثیر داشته است. اکنون می­توانیم بار دیگر به دوران اوج تاثیرگذاری فرهنگی خود باز گردیم، البته اگر بخواهیم و بکوشیم.

در هشتمین فجر فرهنگ و سخن، شعرهای شما جان پناهی از عاطفه و تخیل را در خانه زبان مادریمان برافراشته است و امروز همه وامداران زبان و ادب فارسی فردوسی رودکی حافظ سعدی عطار تا شاعران شهید میزبان شما اندیشه های ناب و تخیل فرهیخته شمایند.

از دامنه های تخیل در الفبای سرزمین مادری مان تا ماناترین قلل فضیلت­های جاودانه در شعر فارسی به یادگار داریم. یکایک شما عزیزان را به خداوند بزرگ می سپارم آروزمند که در سال پرشکوه فرهنگ و پایداری شعرهاتان و وامدارناب ترین فضیلت انسانی  و راوی زیباترین پیام های آسمانی برای همه خاکیان باشد

در پایان از همه دست اندرکاران برپایی این جشنواره شاعرانه، به ویژه از دبیر محترم هیئت محترم داوران و تمام شاعران عزیز که نور چشم ما هستند قدردانی می کنم و دست تمام شاعران متعد را می فشارم و می­دانم که همه ما فرزندان این آب و خاکیم و تجربه­های تلخ و شیرین با هم پشت سر گذاشته ایم. امید دارم د رساله­های آینده شاهد برگزاری هرچه شکوفاتر این جشنواره باشیم.

اما در هفته­ای که گذشت روزهای بزرگداشت دو شاعر و حکیم بلندآوازه سپهر شعر و شاعری، حکیم ابوالقاسم فردوسی و حکیم عمر خیام نیشابوری را پشت سرگذاشتیم. آغاز سخن را با بیتی از فردوسی آغاز کردم واینک نیز با یک رباعی از خیام سخن را به پایان خواهیم برد.

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان

عمرست، چنان کش گذرانی گذرد

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۲۰:۴۴
ستاد خبری |

اظهار نظر

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید