اخبار

کاظمی: دغدغه‌های شاعران سطحی‌تر از گذشته است/ داوری‌ها شفاف‌تر بود

کاظمی: دغدغه‌های شاعران سطحی‌تر از گذشته است/ داوری‌ها شفاف‌تر بود
سهم مسایل اجتماع، سیاست، دین و اندیشه را در شعرها خیلی کمرنگ یافتم. به نظر من می‌باید متولیان فرهنگ عمومی و نظام رسانه‌ای کشور بررسی کنند که چرا دغدغه‌های جوان‌ها در این عرصه‌ها از قدیم کمرنگ‌تر و سطحی‌تر شده است.

محمد کاظم کاظمی: هشتمین جشنواره شعر هفته گذشته به کار خود پایان داد. این جشنواره نقاط ضعف و قوتی داشت و پیش از این انتقادهای جدی به بخش ترانه این جشنواره و نحوه شعرخوانی‌ها وارد شده بود  اما به هر حال جشنواره شعر فجر یکی از سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی کشورمان است و امید ات که سال‌های آینده بهتر  و به دور از ضعف‌های امسال و سال‌های گذشته برگزار شود.

آنچه که در ادامه می‌آید یادداشت محمدکاظم کاظمی از شاعران به نام و از داوران بخش شعر سنتی جشنواره است که به بررسی نقاط قوت و ضعف جشنواره پرداخته است. این یادداشت به شرح زیر می‌باشد:

هشتمین جشنواره شعر فجر به گمان من جشنواره‌ای متفاوت بود و این تفاوت‌ها به نسبت جشنواره‌های پیش، از جهات گوناگون قابل بررسی است.

رده سنی شرکت‌کنندگان/صداهای غایب

برای من که در داوری این جشنواره سهمی داشتم، تنوع و تعدد شاعران جوان و توانا ـ در مقایسه با دیگر جشنواره‌ها ـ چشمگیر بود. بیشتر شاعران شرکت‌کننده جوان‌ها بودند و تقریباً همه برگزیدگان جشنواره نیز در گروه سنی شاعران دهه هشتاد قرار می‌گرفتند. این نشان می‌دهد که ما با یک جریان خوش‌آتیه و رو به پیشرفت در شعر فارسی روبه‌روییم.

ولی از جانب دیگر این سؤال نیز قابل طرح است که چرا در حالی که در عرصه دیگر هنرها، معمولاً جوان و پیشکسوت در کنار هم رقابت می‌کنند و مثلاً در جشنواره فیلم فجر، حتی کارگردانان و بازیگران مطرح دهه‌های چهل و پنجاه نیز حضور دارند، چرا در شعر چنین نیست و نسل میانسال و پیشکسوت شعر با همه توانایی‌های خود در این صحنه غایب است؟ من فکر می‌کنم که هرچند جشنواره از نظر حضور گروه‌های مختلف فکری و سیاسی در حال تجربه چندصدایی بود، از نظر رده سنی شاعران، صداهای غایب در آن بسیار بود. این موضوع جای بحث دارد و باید دید که چرا جشنواره شعر هیچ‌گاه محل رقابت مثلاً علی معلم و محمدعلی بهمنی و محمدرضا عبداللملکیان و علی‌رضا قزوه نبوده است. فکر می‌کنم که اگر این اتفاق روی دهد، مخاطبان شعر و مسئولان فرهنگی کشور، جشنواره را جدی‌تر از این هم خواهند دید. قطعاً این موضوع دلایل و عواملی دارد که خوب بود رسانه‌ها و کارشناسان ادبی‌شان به آن می‌پرداختند.

کیفیت شعرها/دغدغه‌ها سطحی تر از گذشته است

متأسفانه در جشنواره‌های قبل آثار شرکت‌کنندگان در پیش چشم همه حضور نداشته است تا بتوان داوری دقیقی کرد. من در جشنواره هفتم نیز داور بودم، ولی در آنجا ما داوران مرحله نهایی، فقط حدود پنجاه اثر برتر را دیدیم و بس. ولی وقتی همان آثار برتر را هم مقایسه می‌کنم، حس می‌کنم که سطح عمومی شعر فارسی و به تبع آن سطح شعرهای جشنواره رشد داشته است. ولی این رشد بیشتر در حوزه صورت شعر است. در مقابل در حوزه محتوا و اندیشه، شعرها آن‌قدرها بازگوکننده احساسات و اندیشه‌ها و دغدغه‌های متنوع موجود در سطح جامعه نیست. گرایش جوان‌ها به شعر عاشقانه بیشتر از دیگر انواع شعر است، در حالی که ممکن است بسیاری از همین جوان‌ها در سطح جامعه دغدغه‌های اصلی‌تر و مهم‌تری هم داشته باشند. من لااقل در حوزه شعر سنتی که داور آن بودم، سهم مسایل اجتماع، سیاست، دین و اندیشه را در شعرها خیلی کمرنگ یافتم. به نظر من می‌باید متولیان فرهنگ عمومی و نظام رسانه‌ای کشور این را بررسی کنند که چرا دغدغه‌های جوان‌ها در این عرصه‌ها از قدیم کمرنگ‌تر و سطحی‌تر شده است.

نوع داوری/داوری‌ها شفاف‌تر بود

امسال در شیوه و مکانیسم داوری شعرها انقلابی رخ داد که به نظر من می‌تواند الگوی دیگر جشنواره‌های شعر هم باشد. بارگزاری همه شعرها و نتایج جشنواره بر روی سایت و در معرض همگان، هم داوری را شفاف ساخت و هم منبع خوبی برای استفاده مخاطبان از شعرهای ارائه شده فراهم آورد. به واقع اولین بار بود که پدیده داوری یک جشنواره از هیأت «آنچه باید پنهان بماند» بدرآمد و در پیش چشم همه آشکار شد. این قضیه هم داوری را شفاف ساخت، هم نگرانی شاعران از خوانده نشدن شعرهایشان را تقلیل داد و هم امکان جانبداری‌ها و رفتارهای گزینشی را کم کرد.

داوران جشنواره نسبت به دوره‌های قبل تقریباً دوبرابر تا سه برابر بودند. این تعدد، ضریب خطای داوری را پایین آورد و زمینه تأثیر سلیقه‌های فردی داوران را کمرنگ ساخت. در سال‌های قبل گاهی تعداد داوران هر بخش به سه تن محدود می‌شد و طبیعی است که سه تن، هرچند داوران زبده‌ای باشند، نمی‌توانند از سلیقه‌های عمومی رایج در شعر امروز نمایندگی کنند.

البته این مکانیسم تازه آزموده شد و خالی از ضعف هم نبود. مثلاً آراء داوران به تدریج روی سایت آمد و امکان تأثیرگیری آنها از رأی همدیگر را فراهم کرد یا لااقل توانست این شبهه را در بعضی مخاطبان ایجاد کند. هم‌چنین آثار بعضی شاعران بعد از اتمام فرصت داوری مرحله بر روی سایت قرار گرفت و این در داوری مرحله اول بی‌اثر نبود، هرچند در مرحله بعد رفع شد.

در این جشنواره زمینه تبادل نظر حضوری میان داوران فراهم نشد و به نظر من تشکیل جلسه‌ای حضوری میان داوران در مرحله نهایی ضروری بود تا آنان به صورت منفک از هم و بدون مشورت و همفکری کافی نظر ندهند. البته با همه این‌ها، به علت تعدد داوران، نتیجه داوری در نهایت به نظر من رضایت‌بخش بود و بهتر از بسیاری از جشنواره‌هایی که من در آن‌ها داور بوده‌ام.

شعرخوانی‌ها/ قدری خلوت و کم رونق

من در همه جلسات شعرخوانی حضور نداشتم. ولی این‌قدر می‌توانم گفت که حداقل آن چند جلسه‌ای که من دیدم به نسبت انتظاری که از جشنواره شعر ملی کشور می‌رود، قدری خلوت و کم‌رونق بود. یا اطلاع‌رسانی خوب نبود، یا زمان‌بندی برنامه‌ها. در نهایت آنچه رخ داد، این بود که در بعضی ساعات، سالن شعرخوانی بسیار خلوت بود.

بعضی شاعران خیلی مطول شعر خواندند و گویا مشتاق آن بودند که همه آثار خویش را برای مخاطبان عرضه کنند. بعضی از شاعران بزرگ و مطرح معاصر نیز گویا فقط افتتاحیه و اختتامیه را شایسته حضور خود می‌دانستند و در دیگر جلسات حضور نداشتند، لااقل برای شنیدن شعر جوان‌ترها.

به نظر من متولیان جشنواره می‌باید قدری بیشتر در برنامه‌ریزی‌ها بکوشند. البته این را می‌پذیرم که در این جشنواره بخش مهمی از انرژی دست‌اندرکاران، صرف مواجهه با تهاجم‌های بیرونی شد. به نظر می‌رسید که آن فراغت و آرامشی که باید برای برنامه‌ریزی بهتر وجود می‌داشت، برای آنان دست نداد.

در حوزه بین‌الملل/لزوم حضور شاعران فارسی زبان به جای شاعران غیر هم زبان

با جرأت می‌توانم گفت که تاکنون در این سال‌ها هر چه جشنواره بین‌المللی شعر برگزار شده است، بیشتر سنگینی عبارت «بین‌المللی» مورد نظر و مورد توجه بوده است. حضور شاعران غیر فارسی‌زبان معمولاً تشریفاتی است و غالباً هم برای ترسیم بین‌المللی بودن جشنواره‌ها. اولین چیزی که این رویکرد به جشنواره‌ها تحمیل می‌کند، هزینه بسیار است، در حالی که با بخشی اندک از این هزینه می‌شود بسیاری از کانون‌های راکد ادبی در شهرستان‌ها را فعال ساخت و شاعران خوبی پرورش داد که به درد فردای مملکت بخورند. آن گونه که من دیدم، هزینه اقامت یک مهمان جشنواره در هتل آزادی، با بودجه سالانه انجمن شعر اداره ارشاد اسلامی مشهد برابری می‌کرد. البته این موضوعی است که در سطح مدیریت کلان فرهنگی در کشور باید مورد نظر باشد و خارج از دایره مسئولیت‌های دست‌اندرکاران جشنواره است.

از جانبی دیگر به نظر من خوب بود که این بین‌المللی بودن در قدم اول در میان کشورهای فارسی‌زبان رخ می‌داد. به نظر من حضور شاعرانی از کشورهای فارسی‌زبان مثل تاجیکستان و افغانستان ضروری‌تر بود تا شاعران کشورهای غیر فارسی‌زبان. این هم هزینه کمتر داشت و هم بازده بیشتر.

حاشیه‌های جشنواره/شعر انقلاب اسلامی در این سه دهه واقعاً زاینده و بالنده بوده

این جشنواره قدری پرحاشیه شد و در رسانه‌ها انعکاس‌های متفاوت و متضاد داشت. به ظاهر این حاشیه‌ها به خاطر شعار چندصدایی بودن جشنواره بود. ولی من فکر می‌کنم که ترکیب و بافت شرکت‌کنندگان آن، آن‌قدرها هم متنوع و متضاد نبود که این مقدار حاشیه و جنجال را طلب کند. این چندصدایی بودن، به واقع بیش از آنچه واقعاً رخ داده باشد، بحث‌انگیز شد و من فکر می‌کنم که تضادهای سیاسی و مناسبات جناحی در این قضیه بی‌اثر نبود.

شعرهای راستین، آینه احساسات شاعر و دغدغه‌های اجتماع‌اند. وقتی تصویر کاملی از شعر یک دوره عرضه شود، بهتر می‌توان وضعیت احساسی و اجتماعی مردم آن دوره را تشخیص داد و اگر نابسامانی‌هایی وجود دارد، چاره‌جویی کرد. جامعه اکنون به آن بلوغ رسیده است که بتواند با توجه به صداهای گوناگون، درست و نادرست را تشخیص دهد. اگر هم نرسیده است، باید دید که چه چیزهایی مانع این بلوغ شده است.

از این گذشته هم ادبیات و هم اندیشه، در میدان تقابل و چالش است که تقویت می‌شود و ورزیده می‌شود. در هر عرصه‌ای که ما میدان را از رقبا خالی کنیم، به تدریج زمینه تنبلی و ضعف خود را فراهم کرده‌ایم. هم‌چنان راه نقد و بررسی آسیب‌ها را هم بسته‌ایم. شعر انقلاب اسلامی در این سه دهه واقعاً زاینده و بالنده بوده و این درخشش را وقتی بیشتر می‌تواند نشان دهد که در یک رقابت راستین قرار داشته باشد.

باری در بین منتقدان جشنواره شعر فجر در رسانه‌ها، کسانی بودند که به راستی در پی اصلاح کار بودند و باید نظرهای آنان را قدر نهاد. کسانی هم بودند که با ابزارهای غیراخلاقی و روش‌های ناپسند مطبوعاتی، واقعیت‌ها را یک‌جانبه و تحریف‌شده ترسیم می‌کردند. من فکر می‌کنم که این گروه، می‌باید بیش از این که نگران سلامت اخلاقی شعرها و شاعران جشنواره باشند، نگران رفتارهای غیراخلاقی خودشان باشند.

به نظر من می‌رسد که اخلاق، گمشده بزرگ ماست. هم شعر امروز ما از نظر دعوت به فضایل اخلاقی ناتوان بوده و بسیاری از این فضایل را فراموش کرده و یا حتی خلاف آن‌ها رفتار کرده است. هم بسیاری از نهادهای مسئول در امور فرهنگ و اجتماع، بیش از این که دغدغه ارتقای اخلاقی جامعه را داشته باشند، دغدغه شعایر و ظواهر را دارند. این موضوعی است که جای بحث بسیار دارد، ولی متأسفانه نه در این مجال می‌گنجد و نه نگارنده این سطور دانش و صلاحیت پرداختن کارشناسانه به آن را دارد.

۶ خرداد ۱۳۹۳ ۱۹:۵۴

اظهار نظر

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید